ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

سپس بدنبال اين غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. اين آرامش، بصورت خواب سبكی بود كه (در شب بعد از حادثه احد،) گروهی از شما را فرا گرفت؛ اماگروه ديگری در فكر جان خويش بودند؛ (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهای نادرستی -همچون گمانهای دوران جاهليت- درباره خدا داشتند؛ و می‏گفتند: «آيا چيزی از پيروزی نصيب ما می‏شود؟!» بگو: «همه كارها (و پيروزيها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چيزی را پنهان می‏دارند كه برای تو آشكار نمی‏سازند؛ می‏گويند: «اگر ما سهمی از پيروزی داشتيم، در اين جا كشته نمی‏شديم!» بگو: «اگر هم در خانه‏های خود بوديد، آنهايی كه كشته‏شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعاً به سوی آرامگاه‏های خود، بيرون می‏آمدند (و آنها را به قتل می‏رساندند). و اينها برای اين است كه خداوند، آنچه در سينه‏هايتان پنهان داريد، بيازمايد؛ و آنچه را در دلهای شما (از ايمان) است، خالص گرداند؛ و خداوند از آنچه در درون سينه‏هاست، با خبر است.

Then after distress, He sent down upon you security [in the form of] drowsiness, overcoming a faction of you, while another faction worried about themselves, thinking of Allah other than the truth - the thought of ignorance, saying, "Is there anything for

سوره  آل عمران آيه 154