وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ

و هنگامی كه به (چاه) آب مدين رسيد، گروهی از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب می‏كنند؛ و در كنار آنان دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويشند (و به چاه نزديك نمی‏شوند؛ موسی) به آن دو گفت: «كار شما چيست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمی‏دهيد؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمی‏دهيم تا چوپانها همگی خارج شوند؛ و پدر ما پيرمرد كهنسالی است (و قادر بر اين كارها نيست.)!»

And when he came to the well of Madyan, he found there a crowd of people watering [their flocks], and he found aside from them two women driving back [their flocks]. He said, "What is your circumstance?" They said, "We do not water until the shepherds dis

سوره  قصص آيه 23