(به هر حال عذاب الهی فرا رسيد،) و تمام ميوههای آن نابود شد؛ و او بخاطر هزينه هايی كه در آن صرف كرده بود، پيوسته دستهای خود را به هم میماليد -در حالی كه تمام باغ بر داربستهايش فرو ريخته بود- و میگفت: «ای كاش كسی را همتای پروردگارم قرار نداده بودم!»
And his fruits were encompassed [by ruin], so he began to turn his hands about [in dismay] over what he had spent on it, while it had collapsed upon its trellises, and said, "Oh, I wish I had not associated with my Lord anyone."