پادشاه گفت: «او را نزد من آوريد!» ولی هنگامی كه فرستاده او نزد وی [= يوسف] آمد گفت: «به سوی صاحبت بازگرد، و از او بپرس ماجرای زنانی كه دستهای خود را بريدند چه بود؟ كه خدای من به نيرنگ آنها آگاه است.»
And the king said, "Bring him to me." But when the messenger came to him, [Joseph] said, "Return to your master and ask him what is the case of the women who cut their hands. Indeed, my Lord is Knowing of their plan."